عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
131
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
صفت بر وى غالب باشد ، در صورت آن صفت حشر شوند ، و آن صورت يا صورت آدميان باشد ، يا صورت 112 حيوانات يا صورت نباتات ، يا صورت معادن . و در آن صورت بهقدر معصيت عذاب كشند ، و بهقدر جنايت قصاص يابند ، و از قالب به قالب مىگردند ، و بهمراتب فرومىروند تا به معادن رسند ، و اين فرورفتن را مسخ مىگويند . و باز به مراتب برمىآيند تا به انسان رسند و اين برآمدن را نسخ مىگويند . همچنين فرومىروند و برمىآيند ، تا آنگاه كه به قدر معصيت عذاب كشند ، و بهقدر جنايت قصاص يابند ، و علم و طهارت حاصل كنند « كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » * . و چون علم و طهارت حاصل كردند ، بعد از مفارقت قالب به عالم علوى پيوندند ، چنانكه گفته شد . و اين سخن اهل تناسخ است . ( 20 ) و بعضى ديگر از حكما مىگويند كه اين نفوس باز به قالبى ديگر نتوانند پيوست از جهت آنكه هر قالبى كه باشد ، او را البتّه نفسى بود ، و يك قالب را دو نفس نتوانند بود ، همچنان بىقالب هميشه در زير فلك قمر بمانند . ( 21 ) و بعضى مىگويند كه جن اين نفوساند كه در زير فلك قمر ماندهاند ، و به هر صورتى كه مىخواهند ، برمىآيند و مصور مىشوند ، و بر هركه مىخواهند ظاهر مىگردند . ( 22 ) 12 و بعضى هم از حكما مىگويند كه جن را وجود نيست ، اينچنين كه مردم با خود تصور كردهاند ، مىگويند كه جنّ آدميانىاند كه در صحرا و كوه نشينند ، و دانا را نديده باشند ، و سخن دانا نشنوده بودند ، از حساب بهايم باشند ، بلكه از بهايم فروتر . معنى جن پوشيده كردن است يا پوشيده شدن ، و عقل ايشان 113 پوشيده است ، و ديوانه را به همين معنى مجنون مىگويند . ( 23 ) و اهل شريعت مىگويند كه جنّ وجود دارند بهغير وجود آدمى . جنّ نوعى ديگر است ، و آدمى نوعى ديگر . چنانكه آدميان پدر و مادر دارند ، و آن آدم و حوّاست ، جن هم پدر و مادر دارد ، و آن مارج و مارجه است . و خداى تعالى آدم را از خاك آفريد ، و مارج را از آتش « خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ » . ( 24 ) اى درويش ! اين چهار رساله را در چهار ولايت جمع كردم و نوشتم . رسالهء اوّل را در سنهء ستين و ستمائة در شهر بخارا ، و رسالهء دوم را در خراسان در بحرآباد بر سر تربت شيخ المشايخ سعد الدين حموى - قدّس اللّه روحه العزيز - جمع كردم ، و رسالهء